اولین کلمه آترین . . .
وااااااای خدای من!!!! نمیدونی چقدر هیجان انگیز بود..........
بابا بهنام پاهات رو شسته بود و من مشغول زدن کرم نرم کننده ات بودم.
شما هم محو تماشای من و بابا بهنام که داشتیم باهات حرف میزدیم و قربون صدقه ات میرفتیم که یهو یه کلمه یا یه جمله نمیدونم یه صوت خیلی عجیب ولی برای ما بامزه از دهن خوشگلت بیرون اومد و گفتی "گـــــــــی گــــــــــــــــــــــــــه"!!!!!!!!!!!!!
نمیدونم شاید به نظر بقیه مسخره باشه ولی برای ما خیلی جذاب و شیرین بود ![]()
نمیدونم بااین بی جنبگی من و بابایی وقتی شما به حرف بیوفتی میخواد چی بشه؟! فکر کنم کار و زندگی تعطیل میشه و صبح تا شب مشغول قربون صدقه رفتن شما میشیم ![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین کلمه آترین . . .
